علي

 در انگلستان

با نام خدا شروع ميكنم داستان ويزاي انگلستان رو.من علي هستم دو تا از برادرهاي همسرم در انگلستان زندگي ميكنن سال ١٣٩٢ براي من همسرم و پدر مادرشون دعوتنامه فرستادن بخاطر مشغله من اقدام نكردم ولي همسرم با پدر و مادرش اقدام كردن از ابوظبي كه خانومم موفق به گرفتن ويزا نشد ولي پدر و مادرش كه قبلا رفته بودن ويزا گرفتن .سال ١٣٩٧ برادراي همسرم دعوتنامه براي من فرستادن تا من شانسمو امتحان كنم براي گرفتن ويزا.اول از سفارت انگليس در تهران اقدام كردم براي وقت سفارت ولي تا سر ساعت وارد سايت ميشدم اصلا صفحه تاريخ باز نمي شد به واسطه كارم كه سفرهاي زيادي به تركيه داشتم و با توجه به اين كه ميدونستم وقت سفارت باند بازيه تصميم گرفتم از استانبول اقدام كنم.با گرفتن وقت از طريق برادر همسرم از استانبول و پر كردن اپلاي شروع كردم ١٥ روز بعد وقت گرفتم كه ميتونستم زود تر هم بگيرم چون وقت خالي بود .بليط رو تهيه كردم وه دو روز قبل از وقت سفارت به استانبول رفتم با اينكه خونه تو استانبول داريم ترجيح دادم كه پاسپورتمو پيكاب كنم روز قبل رفتم سفارت ايران و گفتم ميخواهم پاسبورتمو پيكاپ كنم و سفارت چندتا برگه بهم داد وگفت كپي پاسپورت و رسيد سفارت رو بيار و اين برگه ها رو هم پر كن بيار .سفارت ايران كمي شلوغ بود ولي كار من سر موقعه انجام شد رفتار كاركنان سفارت ايران هم خوب بود ولي ايراني هاي كه به سفارت مراجعه كرده بودن همه طلبكار بودن.بگذريم روز موعود فرا رسيد صبح اول وقت با يه وسواس خاصي مدارك رو از روي چك ليست كه پرينت گرفته بودم چك كردم و به طرف دفتر سفارت انگليس رفتم دفتر كمي شلوغ بود به خانمي كه جلو ورودي دفتر ايستاده بود پاسپورتم رو نشون دادم و وقتم رو چك كرد ديد درسته گفت فقط منگنه مدارك رو كه ترجمه كردي رو باز كن براي اسكن امدم اين طرف تر كه دنبال قيچي بگردم يه اقاي به زبون تركي ازم پرسيد كمك ميخواهي گفتم اره يه قيچي ميخواهم و اون بهم قيچي داد و برام خيلي خوب توضيح داد كه چي كار بكنم بعد متوجه شد من ايرانيم و به زبون فارسي گفت خيلي خوب تركي حرف ميزني من فكر كردم اهل تركيه هستي….اون اقا ارمني بود و جلو دفتر سفارت يه كانتر داشت كه خدمات ميداد به ايراني هاي كه ميومدن اونجا مثل كارهاي كه دفتر هواپيمايي تو ايران ميكنن.رفتم داخل اول گوشي مبايلمو تحويل دادم خيلي استرس داشتم ولي يه ارامش عجيبي داخل شدم داشت يه خانم راهنمايم كرد و٥دقيقه بعد نوبتم شد خودمو امده كرده بودم ولي اون اقاي جون فقط مداركي ترجمه كرده بودم و پاسپورتمو گرفت اسكن كرد و بهم پس داد بعد همون خانومي كه راهنمايم كرد به كانتر قبل امد و راهنمايم كرد به اتاق انگشت نگاري و عكس رفتم داخل يه اقاي خوش اخلاق جوان ازم انگشت نگاري كرد وبا هم كمي درباره عكس گرفتن شوخي كرديم و رسيد مدارك رو تو دو برگ داد و گفت كار تموم و ميتوني بري از زمان وقت گرفتن تا موقعه ورود به دفتر خيلي استرس داشتم ولي واقعا رفتار كاركنان دفتر خوب بود و خيلي سريع كارم تموم شد .امدم جلوي در به همون اقايي ارمني گفتم خدمات پيكاپ داريد گفت بله چون من تركيه رفت امد زياد دارم و اونجا زياد ميمونم بر حسب عادت شروع كردم به چونه اول ٧٥ دلار ميگفت بعد من با ٥٠ دلار راضيش كردم.سريع رفتم سفارت ايران و رسيد مدارك و كپي هارو دادم مسول اونجا گفت سه روز بعد بيا برگه خروجك رو بگير من بيلط رو نشون دادم گفتم ميخواهم زود برگردم گفت بيا فردا بگير منم مثل فاتحاي جنگ زدم بيرون و رفتم يه نهار گرون زدم به بدن بخاطر اينكه همه كارمو خيلي خوب و سريع انجام دادم و جشن گرفتم .موقعه برگشت با برگه خروج كمي تو فرودگاه تركيه وقتم گرفته شد ولي خروج كردم رسيدم تهران چشمتون روز بد نبينه تو گيت پليس اوناي كه با برگه خروج امده بودن رو جدا كردن اكثرا يا قاچاقي رفته بودن برگشته بودن يا از كشور گرجستان ديپورت شده بودن يه يك ساعتي علاف شدم ولي به خوبي رد شدم بنده خدا اوناي كه ديپورتي يا قاچاقي رفته بودن موندن .خلاصه بعد از ٢٠ روز جواب ويزا امد جالبه اون اقاي ارمني كه بهم گفته بود شركت ما خيلي معتبر و بزرگه وقتي از ايران بهم زنگ زدن كفتن پاسپورت رسيده ميخواهي پيك كنيم گفتم نه چون محل كارم تو چهار راه استانبوله و نزديك ادرس شركت بودم خودم رفتم وقتي ادرسو ديدم فهميدم اين شركت بزرگ تو تهران همون رفيق خودمه كه تو يه پاساژ كوچك و نيمه بسته رو برو سفارت خدمات ويزا ميده.بگذريم در پاكتو باز كردم ديدم با احترام اولش نوشته شما حق اعتراض نداريد و تو صفحه دومش نوشته به دليل اينكه پرينت حساب و تمكن ماليتون براي بانك ناشناخته اي هست و توي نامه كارتون مبلغ به پوند نوشته نشده و نگفتيد منبع تمكن ماليتون از چي ما نميتونيم به شما ويزا بديم و احساس ميكنيم ميخواهيد بر نگرديد.در صورتي كه پدر همسرم با همين بانك كار ميكنه و چند بار ويزا گرفته.جالب اينجاست كه گفته بود بايد مدارك رو درست كنيد و گرنه با درخواستتون موافقت نميشه .صريح با انگليس تماس گرفتم و برادر همسرم با سفارت مكاتبه كرد.و گفت حرفاشون مسخرست.تنها چيزي كه ميتونم بگم سفارت انگليس فقط به مدارك مالي گير ميده و حساسه و سن طرف اگه جون باشه كلا رد ميكنه چون ميترسه بر نگردي.اين داستان براي برج ١٠ نودو هفت هست حالا ميخواهم تو برج ٢ نودو هشت يه بار ديگه اقدام كنم ببينم باز بهونه ميارن.با تشكر از شما

Recommended Posts

یک کامنت بگذارید

Contact Us

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

برای جست و جو در داستان ها، هرآنچه می خواهید تایپ کنید و دکمه اینتر را بفشارید